گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی

همه بتانت که محراب چشم هر صنمی

در آب و آینه بینی همیشه صورت خویش

که آفتاب پرستی و بت پرستی همه

همه ولایت روی تو یاغی ست مگر

سواد خطه تو اندکی قلمی

به فرق تاج زمرد برآر چون طاووس

درآ به جلوه که طاووس هندی، ای عجمی

برون کشم رگ جان، بهر چه کشم بارش

ز عشق تو که نه از لات سومنات کمی

دریغ نیست که سوزند هندوان خود را

ز دوستیست که چون سومنات محترمی

نموده می شود آفاق، در صفای تنت

تو آبگینه هنری نه ای که جام جمی

سیاه تخته هندو بود سفید رخم

تو از سیاهی هند ز سفیدیی رقمی

چو گشت خسرو جادو زبون غمزه تو

به خواب بستنش افسون هندیی چه دمی؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.