گنجور

شمارهٔ ۱۸۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای خوانده، بتان حسن شاهت

وز قلب شکستگان سپاهت

دودیست بر آتش جهانسوز

آن سبزه خط که شد سیاهت

شد در ز نخت هزار جان عرق

از خوی چو بر آب گشت چاهت

هر لحظه جراحتی است در جان

بینم چو ز دور گاه گاهت

دزدم نظر از دو چشم خود نیز

دزدیده چو بنگرم به ماهت

تفسیده چو پر خورد بمیرد

زان روی نمی کنم نگاهت

شد گریه ای، ار چه پای گیرت

بردن نتوان بدین ز راهت

بسیار شد آه خلق، هشدار

کین باد نیفگند کلاهت

گر خون ریزی ز صد چو خسرو

رخساره بس ست عذر خواهت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.