گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

تا از بر تو جدا شدم من

یارب که غمت چه کرد با من

از دیدن تو ز دست رفتم

ای کاش ندیدمی ترا من

سیماب شدی و از خیالت

در خویش گمم چو کیمیا من

رفت آن که به یکدیگر رسیدیم

من بعد کجا تو و کجا من

گیرم به غمم رها کنی تو

هرگز غم تو رها کنم من!

گر زنده بمانم اندر این غم

جز مرگ نخواهم از خدا من

کس نیست بدین ستم گرفتار

با خسرو دل شکسته یا من

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.