گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آبادتر آن سینه که از عشق خراب است

آزادی آن دل که در آن زلف تاب است

کو غمزده ای تا کند از ناله من رقص

کاین نامه من زمزمه چنگ و رباب است

جستم به سؤال آب حیاتی ز لب دوست

او بر شکنان گشت ز من کاین چه جواب است

ای آنکه به فردوس نبینی به لطافت

من دانم و کز تو بر این دل چه عذاب است

در پیش دل خویش هر افسانه که گفتم

گفتنی که فسونی ز پی بستن خواب است

وان سبلت زاهد که به تسبیح بریدی

زانست که امروز مگس ران شراب است

گر لعن تو احیا کندم، دیر شد این دیر

ز آمد شد سلطان خیال تو خراب است

ده پاره مکن از پی نقل غم خود را

کاخر دل مسکین من است، این نه کباب است

خسرو که غریق است به تسلیم که ما را

کشتی نه و مقصود بر آن جانب آب است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.