گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۹۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد

خنجر زهرآب داده در کف قصاب داد

دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد

جان گریبان پاره کرد وخویش را برباد داد

ترسم از پرده برون افتم چو گل کاین باد صبح

زان گلستانها که روزی با تو بودم یاد داد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

psk نوشته:

«ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ نازپرور مالش عنّاب داد»

در این بیت شاعر می خواهد بگوید که اشک از چشمان معشوق زیبارو فرو ریخت و بر صورتش جاری شد و با دندان های سفید خود لبش را گاز گرفت. شاعر اشک را به ژاله (شب نم) و چشم را به گل نرگس و دندان های سفید معشوق را به تگرگ و لب سرخ معشوق را به عناب (میوه ای قرمز رنگ) تشبیه کرده است و در تمام این تشبیهات مشبه به را آورده است و مشبه را حذف کرده است. بنابراین ژاله استعاره از اشک، نرگس استعاره از چشم، گل استعاره از صورت، تگرگ استعاره از دندان و عناب استعاره از لب است.

👆☹

احمد ناصری نوشته:

ژاله از نرگس چکید و برگ گل را آب داد/وان تگرگ ناز پرور مالش عناب داد/سقف استون بلورین سیب خوارزمی گرفت/تا که قاقم تکیه بر پهلوی سنجاب داد

👆☹

گنجینهٔ گنجور