گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز را

تا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را

شب خوش نخفتم هیچ‌گه زاندم که بهر خون من

شد آشنایی با صبا آن زلف عنبر بیز را

دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلفت سخن

لیکن تمنا می‌کنم فتراک صید آویز را

بگذشت کار از زیستن خیز ای طبیب خیره کش

بیمار و مسکین را بگو تا بشکند پرهیز را

پر ملایک هیزم است آنجا که عشقت شعله زد

شرمت نیاید سوختن خاشاک دود انگیز را؟

چون خاک گشتم در رهت چون ایستادی نیستت

باری چو بر ما بگذری آهسته ران شبدیز را

بوکز زکوه حسن خود بینی به خسرو یک نظر

اینک شفیع آورده‌ام این دیده خون ریز را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

شبدیز یعنی شبرنگ و نام باره خسرو پرویز و بیت بعد نام شاعر خسرو همخوانی دارند

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.