گنجور

شمارهٔ ۹۳۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

باد آرد بر من بوی نو ناگه ناگه

کو گذر می کند از کوی نو ناگه ناگه

اندک اندک ز صبا بسته دلم بگشاید

چون زهم باز کند موی تو ناگه ناگه

گرچه هندوست خود آن زلف چه دولتیاریست

سر نهاد بر سر زانوی نو ناگه ناگه

مشمر عیب که دیوانه ام و ماه نواسته

گر کنم چشم بر ابروی تو ناگه ناگه

جز بشاهد نکشیدی دل زاهد هرگز

گر فتادی گذرش سوی تو ناگه ناگه

حلقه در گوش شدی زاهد اگر کردی گوش

فضة حلقهٔ گیسوی تو ناگه ناگه

لب به بسته کمال از سخن اما گوید

غزلی از هوس روی تو ناگه ناگه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.