گنجور

شمارهٔ ۹۳۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با تو در دل نبایدم رخ ماه

ی رخ نیارد شدن به خانه ماه

در شمایل قد تو لطف خداست

هست لطف خدا به تو همراه

بینمت دایم و چنان دانم

که نکردم هنوز نیم نگاه

گر گناهست در رخ تو نظر

باد چشم پر آب غرق گناه

غرق دریای آتش و آب است

جان عاشق میان گربه و آه

او خواهد برآمد از سر خاک

دردمند ترا به جای گیاه

طیب زلفت بخویش برد کمال

چون که با خاک رفت طاب ثراه



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید