گنجور

شمارهٔ ۸۸۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

په جویست آن روان در فر شیرین

که پرسد دیر دیر از یار دیرین

جگر خون گشت مسکین آهوانرا

بخوان بر بولهب تبت نه یاسین

چه افتادست لیلی را به پرسید

که آدم بود بین الماء و الطین

رقیب ما بمرد الحمدلله

که نقش ما ندارد صورت چین

مرا وقتی در آن کو پا به گل رفت

میترا هفت بیت خویش چندین

چو زد بر آب نقشش دیده دانست

به زر کاری و جدولهای رنگین

کمال از سادگی با نقش و تذهیب

که گرید سنگ بر فرهاد مسکین



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید