گنجور

شمارهٔ ۸۷۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

قدمت آن با الف با سرو سیمین

بگویم راست هم آنی و هم این

خط سبزت زرخ دل بردن آموخت

که طوطی گیرد از آئینه تلقین

از بیماری مرا درد سری نیست

چو خاک آستان نست بالین

برویت زلف را طی مکانست

که شب در روم باشد روز در چین

زهی فرهاد و شیرینکاری او

که دنیی کرد و دین در کار شیرین

به از فرهاد مرد بار غم نیست

که بار عاشقی باریست سنگین

کمال از لطف آن به گوی و رخسار

که خوش باشد حکایت های رنگین



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید