گنجور

شمارهٔ ۸۵۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون

گونیا از سوی چین صد آفتاب آمد برون

دور سازم گفتم اشک از چشم تر با آستین

چشمه چندانی که کردم پاک آب آمد برون

میرود آهم به گردون تا ز دل خون می رود

دود از روزن ز خوناب کباب آمد برون

کاو کاو خرقهها کردند در دور لبش

ز آستین صوفیان جام شراب آمد برون

گر ز دل بیرون شد وینشست بر چشمم چه باک

بود گنج حسن از کنج خراب آمد برون

بوسه ها دادم حمایل را که از بهر رقیب

چون گشودم فال آیات عذاب آمد برون

تا نیفتد در دویدن پیش بالایشه کمال

از در خلوت به تعجیل و شتاب آمد برون



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی