گنجور

شمارهٔ ۸۲۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای غمت فوت جان سوختگان

داغ عشقت نشان سوختگان

کرده عشقت هزار سینه کباب

بنا شده میزبان سوختگان

در دل و جان ما زدی آتش

سوختی خان و مان سوختگان

پیش آتش کباب گریه کند

بر دل خونچکان سوختگان

آتش جان ماه دلا نکشی

نکنی خام نان سوختگان

آگه از راز شمع پروانه است

تو چه دانی زبان سوختگان

چشم بد را سپند سوز کمال

گر بیفتی میان سوختگان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام