گنجور

شمارهٔ ۸۰۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هر شبی خاک درت از گریه پر خون می کنم

چهره شمعی به آب دیده گلگون میکنم

در به رویم بستی و من بر امید فتح باب

در کنار بحر دیده دم به دم خون می کنم

آه گرمم خانه دل تا نسوزاند به دم

میزنم هر ساعتش از خانه بیرون می کنم

در نگیرد گفت و گوی حاسدان در من که من

همچو شمع از سرزنش سوز دل افزون می کنم

ای ملامتگر دلم در ناله صد جا شد گرو

با چنین دل ترک سودای بتان چون میکنم

من به صد منزل ز خوارزمم جدا و ز آب چشم

همچنان نظاره مردم به جیحون میکنم

چون به فکر ابرویت کج میشود طبع کمال

بازش از نظاره روی تو موزون میکنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Teddy نوشته:

بیت۴: سرزنش برای شمع به معنی زدن قسمت سوخته و اضافی فنیله شمع است که باعث فروزان تر و نوارانی تر شدن شعله شمع میشود

👆☹

Teddy نوشته:

بیت۱: چهره شمعی: در گذشته شمع ها زرد رنگ بودند
و چهره شمعی یعنی چهره زرد رنگ و بیمار و رنگ پریده

👆☹

Teddy نوشته:

بیت ۳: آه زدن ایهام دارد
معنای کل بیت:برای اینکه آه و ناله سوزناکم دلم و جانم را نسوزاند و نابود نکند آن را از دل بیرون میکنم و آه میکشم ( به اصطلاح امروزی هرچه در دلم هست میریزم بیرون)

👆☹

کتابخانهٔ گنجور