گنجور

شمارهٔ ۸۰۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم

گر بخواهد ز سر هر دو جهان برخیزم

بی گناه در همه نیغم بزند بار عزیز

ادب آنست که گردن نهم و نستیزم

رسم باشد که گریزند غلامان ز جفا

من غلام تو چنانم که کشی نگریزم

در رحمت بگشایند به رویم فردا

گر بود سلسله زلف تو دستاویزم

می برد از شکر ناب به شیرینی دست

با * حدیث لب او نکته درد آمیزم

گر گناهست چنین روی به دیدن چو کمال

من نه آنم که ازین گونه گنه پرهیزم

من که خوارزم گرفتم به سخنهای غریب

نبود میل عراق و هوس تبریز ممه



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید