گنجور

شمارهٔ ۷۸۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را سر آنست که در پای تو افتیم

چون زلف تو بر خاک قدم های تو افتیم

بار تو بر آن خاک ره ای سایه گرانست

برخیز که تا ما همه بر جای تو افتیم

چون سایه که در پای صنوبر فتد از مهر

خواهیم که پیش قد و بالای تو افتیم

در آینه بنمای به ما روی دلارای

چون چشم تو تا مست تماشای تو افتیم

یارب چه خوش است آنکه به خون ریختن ما

فرمان دهی و ما به تقاضای تو افتیم

صد گونه چو گل روی دهد معنی نازک

ما را چو به فکر رخ زیبای تو افتیم

آزاد شود جان کمال از همه اندوه

آن لحظه که با شادی غمهای تو افتیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید