گنجور

شمارهٔ ۷۱۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چه رنجم از تو گر کشتی به نازم

که نازت عمر نو بخشید بازم

چو کارم جز بریدن نیست از خویش

چرا باشد ز تیغت احترازم

طبیبی شربت من گر نسازی

از قند به به خون دل بسازم

ز ابرویت چو رو آرم به محراب

سر زلفت بود عقد نمازم

نظر کج باختی گفتی به آن زلف

دوزخ دارد چگونه کج بنازم

سر زلفت مرا عمر درازست

خداوندا بده عمر درازم

کمال از بندگان ماست گفتی

بدنه اقبال دایم سرفرازم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید