گنجور

شمارهٔ ۷۱۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چون روز روشن است که ما رند و عاشقیم

فکر نو می کنیم در آن دم که خامشیم

چون صبح در پرستش روی تو صادقیم

ذکر تو میکنیم زمانی که ناطقیم

ما راست یک علاقه و آن عشق روی تست

باقی ز هرچه فرض کنی بی علائقیم

رطب اللسان به شکر تو مانند سوسنیم

فی چون گل دو روی در روی و منافقیم

دیوانه از تکلف و تکلیف فارغ است

معذور دار زاهد اگر رند و فاسقیم

خود را بر آستان درت بسته ایم باز

هرچند بندگی درت را نه لایقیم

خود نیست در میانه دونی از یگانگی

گر نیک بنگری همه بر خویش عاشقیم

اگر خاطر عزیز عزیزان خلاق ماست

با خاطر عزیز عزیزان موافقیم

دارد کمال چشم نوازش ز لطف تو

گرچه به دلنوازی لطف تو واثقیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید