گنجور

شمارهٔ ۷۰۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

پیش رخ نو مه را حسنی چنان ندیدم

این اختر سعادت بر آسمان ندیدم

از ضعف شد تن من دور از تو استخوانی

پیش سگان کویت این استخوان ندیدم

بار غمت گر آن را بر دل گران نماید

من بر دو دیده آن را باری گران ندیدم

ای دل به خواب او را هنگام بوس و آغوش

گر تو دهان ندیدی من هم میان ندیدم

ماند قد من و تو این نیر و آن کمان را

نیر اینچنین افتاده دور از کمان ندیدم

چندانکه خورد خونم از دیده خاک آن را

چون ریگ تشنه هیچش سپری از آن ندیدم

آمد به خاک کویش اشک کمال

غلطان آبی بدین روانی در بوستان ندیدم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید