گنجور

شمارهٔ ۶۰۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مجلس ما به حضور تو چنانست امروز

که کمین خادمه اش حور چنانست امروز

از سر زلف پریشان تو در حلقه جمع

عقل سودا زده زنجیر کشائست امروز

ساقیا باده بده کز می دوشین ما را

به رخت خلوت به خرابات مغانیست امروز

زآن دو جادوی فریبنده محراب نشین

زاهد صومعه رسوای جهانست امروز

آفتاب از چه سبب روی به محراب نمود

غالبا در سر زلف تو نهانست امروز

دوش با خاک درت بود مگر باد صبا

که بر اطراف چمن مشک فشانست امروز

گرچه بیدل تر از آنست که دی بود کمال

بر جمال تو بعد دل نگرانست امروز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید