گنجور

شمارهٔ ۵۹۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به دعوی قدت سرو سر افراز

تبر بر پای خود خواهد زدن باز

از سر تا پا گلی ای شاخ نازک

که برگت شیوه است و میوهات ناز

چو زر با بیدلان صافیم با تو

چو قلبی نیست ما را بیش مگداز

بروی خوب این برقع چه رسم است

بد است این رسم رسم بد برانداز

روان سازیم گفتی خونت از چشم

ز تأخیری چه سوزی جان روان ساز

چه ها ضایع می کنی آب دهانت

به خاک را بروی عاشق انداز

بر آن در حلقه زد جان آمدم حیف

که در گوشی رسد زان حلقه آواز

کمال این حلقه بر سندان زدن چیست

گرت جانیست در بازست در باز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید