گنجور

شمارهٔ ۵۷۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بر سر کوی تو گر بودی مرا راه گذر

گاه میرفتم به دیده گاه میرفتم بسر

مرغ اگر از ناله شبهای من می کرد خواب

نا روم پیش تو میدزدیدم از وی بال و پر

در کتاب طالع ما دیده بود اختر شناس

از سر زلفت بسی نشویش در دور قمر

گر بری از ما رقیبا تحفه پیش حبیب

محبتی داریم خوش برخیز و زحمت را ببر

حال دل از باد پرسیدم ندارد آگهی

کز نسیم زلف تو من مستم و او بیخبر

همچنان از شوق آن لب خون بگریم پیش جام

گر صراحی سازد از خاک وجودم کوزه گر

گر به یاد روی او نوشی می روشن کمال

چون قدح گیری بکف افکن نظر بر ماه و خور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید