گنجور

شمارهٔ ۵۶۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای به زلف از شیروان عبارتر

طره از تو تو ازو طرار تر

ابرونی داری و چشم و غمزه ای

هر یکی از دیگری خونخوار تر

تو ازو طرارتر یکدگر خونخوارتر

حقه بازی نیست شیرین کارتر نیست

در همه شهر از دهان تنگ تو

بر من کار ازین دشوارتر

گفتی از من بگذر و آسان بزی

از من مخلص نباشد بارتر

گر چه باشد یار و غمخوارت بسی

داغ هجرش کرد از آن افگار تر

دل خود از درده قدیم افگار بود

تا شب هجران بود بیدارتر

چشم بیدارته بخونتر به کمال



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.