گنجور

شمارهٔ ۵۰۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را دگر بر آن در خواب شبان نباشد

بالین دردمندان جز آستان نباشد

چشمم ستاره گیرد شبها بخواب رفتن

گر آه و ناله ما بر آسمان نباشد

پیش تو بر ندارد صوفی صر غرامت

پر شکرانه وار جانش تا در میان نباشد

من کی چنان دلی را پهلوی خود نشانم

کز ناوک تو صد جا بر وی نشان نباشد

دل از تو بر گرفتن بر دیگری نهادن

در عقله این نگنجد در خاطر آن نباشد

چشم تو دوست دارم و آن تیر غمزه را هم

آزار دوستانم بر دل گران نباشد

داری کمال جانی بر دوستان برافشان

عاشق جوی نیرزد گرجان فشان نباشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید