گنجور

شمارهٔ ۴۹۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر قرار تو به دلها نه چنانست که بود

عهد ما با غم عشق تو همانست که بود

میل دل با رخت امروز به نوعی دگرست

تو مپندار که زآنسان نگرانست که بود

گر سر زلف تو از پای در افتاد مرنج

پایه عزت او برتر از آنست که بود

مشنو از خط که بنسخ رخت آمد در کار

کان لعل است و همان راحت جانست که بود

سر سودا زده من که سر زلف تو داشت

رفت بر باد و هنوزش سر آنست که بود

گلشن عمر تو ہر باد فنا رفت کمال

همچنانت هوسی لاله رخانست که بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام