گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را به عشق می کند ارشاد پیر ما

داند که زاهدی نبود دلپذیر ما

دل جای مهر تست چه پنهان کنیم راز

چون روشن است پیش تو ما فی الضمیر ما

جان میدهیم تحفه به باد و نمی برد

خجلت برد مگر ز متاع حقیر ما

در حسن و حسن عهد نیابیم سالها

هم ما نظیر آن به و هم او نظیر ما

گفتم فرست ناوکی از کیش خویش گفت

نرسم که باز چشم بدوزی به تیر ما

تاراج عمر سهل بود گر کنی به وصل

مسکین نوازی دل و جان اسیر ما

دست کمال گیر که بی تو ز پا فتاد

کی رحمت نو در دو جهان دستگیر ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام