گنجور

شمارهٔ ۴۵۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

شوخی از چشم تو عجب نبود

مردم مست را ادب نبود

پیش رویت دو زلفت طرفه فناد

از آنکه یک روز را در شب نبود

رسن زلف تو کشد دل ما

عاشقی را جز این سبب نبود

به دهان توأم ز بیم رقیب

سخنی جز بزیر لب نبود

مدعی نیست محرم در بار

خادم کعبه بولهب نبود

لقمة دوزخ است زاهد خشک

قوت آنش به جز حطب نبود

شب هجران مسوز جان کمال

بعد مردن عذاب تبه نبود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید