گنجور

شمارهٔ ۴۴۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید

از صبا نشنید ہوئی از تو و رنگی ندید

بر سر هر مویم ار تیغ جفا رائد رقیب

یک سر موی من از مهر تو نتواند برید

میدهم جان در هوای لعل جانبخشت ولیک

با چنین قلبی سیه نتوان چنان گوهر خرید

خاک آن باد فرح بخشم که از کویت وزد

صید آن مرغ هماپونم که بر بامت پرید

منزل مقصود نزدیک است و ره ایمن کمال

لیک تا آنجا ز خود گر نگذری نتوان رسید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام