گنجور

شمارهٔ ۴۳۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید

خوبتر باشد از آن ماه که در آب نماید

گری را طرفه نباشد که ربایند خلایق

طرفه آن گوی زنخدان که دل خلق رباید

در به زنجیر ببندد همه وقت و عجب است این

که در دولتم آن زلف چو زنجیر گشاید

پیرهن لطف تنت زآنکه بپوشید چه حاصل

آستین تو دو ساعد چو به انگشت نماید

ناله و اشک چو خونابه من از دیده نبینم

این چنین ما تو کنی ای دل و اینها ز تو آید

پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را

باغبانان نگذارند که گستاخ برآید

پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را

که بسازد غزل و پر گل روی تو سراید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بی نشان نوشته:

بیت دوم :
ظاهرا «گوی» به غلط «گری» نوشته شده است،

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید