گنجور

شمارهٔ ۴۲۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ذکر مه کردم شبی روی توأم آمد

باد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد

بیاد گر نمائی با دو دال زلف قد چون الف

هر کجا در عشق مظلومیست یابد از تو داد

دور بادا از دو زلفت دست ما سودانیان

یا کسی انگشت بر حرف تو نتواند نهاد

گفته بودی چون کنی یادم شود درد تو کم

تا چنین کردیم گفتی آن زبادت شد زیاد

با خیال آنکه دوزد چشم بر رویت کمال

یک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید