گنجور

شمارهٔ ۴۱۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دوستانم سگ تو میخوانند

دوستان قدر دوستان دانند

تیزتر باشدم به مهر تو دل

که به تیغ از در توام رانند

با رقیبان تند خوی بگوی

که ز کشتن مرا نترسانند

از رخت هم حق نظر برسد

گر دو زلف تو حق نپوشانند

چه درخت گلی که از سر شاخ

هر گلی بر تن تو لرزانند

کی گذارند حاسدان بتوام

که مرا هم بمن نمی مانند

به غلامی بر آر نام کمال

تا همه خلق مقبلش خواننده



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید