گنجور

اندر حب و محبت

 
سنایی غزنوی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

عاشقان سوی حضرتش سرمست

عقل در آستین و جان بر دست

تا چو سویش براقِ دل رانند

در رکابش همه برافشانند

جان و دل در رهش نثار کنند

خویشتن را از آن شمار کنند

عقل و جان را به نزد او چه خطر

دل و دین را فدا کنند و کفر

پردهٔ عاشقان رقیق‌ترست

نقش این پرده‌ها دقیق‌ترست

غالب عشق هست مغلوبش

خود ترا شرح داد مقلوبش

ابر چون زآفتاب دور شود

عالم عشق پر ز نور شود

کابر چون گبر مظلمست و کدر

آب در جمله نافعست و مُضر

اندکی زو حیات انسانست

باز بسیارش آفت جانست

بس موحّد محب حضرت اوست

که محبت حجاب عزّت اوست

بد نباشد محدّث تلقین

نیک باشد محب محنت‌بین

در محبت نگر به تألیفش

زان همه محنت است تصحیفش

ای محب جمال حضرت غیب

تا نجویی وصال طلعت غیب

نکشی شربت ملاقاتش

نچشی لذّت مناجاتش

پیش توحید او نه کهنه نه نوست

همه هیچ‌اند هیچ اوست که اوست

چون یکی دانی و یکی گویی

به دو و سه و چهار چون پویی

چون رهی کرد فخر و عار ترا

ای حدث با قِدم چه کار ترا

با الف هست با و تا همراه

با و تا بت شمر الف الله

دست و پایی همی زن اندر جوی

چون به دریا رسی ز جوی مگوی

دست یازیست قالت تو هنوز

پای دامیست حالت تو هنوز

شو به دریای داد و دین یک دم

تن برهنه چو گندم و آدم

تا کند توبهٔ تو جمله قبول

تا نگردی دگر به گرد فضول

تو هنوز از متابعی شیطان

توبه ناکرده کی بوی انسان

تو حدیثی نفس مزن ز قِدم

ای ندانسته باز سر ز قَدم

صد هزارت حجاب در راهست

همتت قاصرست و کوتاهست

چون ترا بار داد بر درگاه

آرزو زو مخواه او را خواه

چون خدایت به دوستی بگزید

چشم شوخ تو دیدنی همه دید

تویی تو چو رخت برگیرد

رخت و تخت تو بخت برگیرد

رنگیرد جهان عشق دویی

چه حدیث است از منی و تویی

نیست در شرط اتحاد نکو

دعوی دوستی و پس تو و او

بنده کی گردد آنکه باشد حُر

کی توان کرد ظرف پُر را پُر

همه شو بر درش که در عالم

هرکه او جز همه بود همه کم

چون رسیدی به بوس غمزهٔ یار

نوش نیشش شمار و خیری خار

از پی زنگ آینهٔ دل حُر

لاست ناخن بُرای هستی بُر

مشو از راه ناتوانستن

همچو کشتی به هر دم آبستن

نیک و بد خوب و زشت یکسان گیر

هرچه دادت خدای در جان گیر

نه عزازیل چون ز رحمن دید

رحمت و لعنه هر دو یکسان دید

صورت آنکه هست بر درِ میر

بادبانی به دست و باد پذیر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.