گنجور

شمارهٔ ۴۰۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل گرمم ز نو بر آتش غم سوخته باد

آتش عشق تو دره جان من افروخته باد

جان که خو کرده به نشریف جفاهای تو بود

چون تو رفتی به بلاهای تو آموخته باد

جگر خسته ز پیکان تو گر پاره شود

هم از آن کیش به یک تیر دگر دوخته باد

چون نظر دوخت به هر نیر نو چشم آن همه تیر

یک به یک، در نظر دوخته اندوخته باد

قیمت بنده چه داند که بصد جان عزیز

هم نسیم سر یک موی تو بفروخته باد

تو برخ شمعی و پروانه جانسوز کمال

شمع افروخته پروانه او سوخته باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام