گنجور

شمارهٔ ۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از عاشقی همیشه جوان است پیر ما

از عاشقی همیشه جوان است پیر ما

با آنکه چون چراغ سحر شد جوانه مرگ

هم دیر زیست مدعی زودمیر ما

صد جان ما ستاند و به یک بوسه وعده داد

بسیار بخش دلبر اندک پذیر ما

در دل به قدر ذره نگنجد خیال غیر

کز مهر او پر است ضمیر منیر ما

تا کی دعای وصل کمان ابروان کنم

چون بر نشانه هیچ نیفتاد تیر ما

جان را چو نیست از تن و تن را ز جان گریز

از ما جدا مشو دگر ای ناگزیر ما

داریم صبر اندک و بیش از شمار شوق

پوشیده نیست از تو قلیل و کثیر ما

روز حساب غم نخوریم از گنه کمال

گر عقد زلف یار بود دستگیر ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان مولانا کمال » تصویر ۷

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.