گنجور

شمارهٔ ۳۹۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد

هیچ عاشق را ز یاری درد بی باری مباد

ناز های و هوی مستان زاهدان در زحمشند

را عاشقانرا از می عشق تو هشیاری مباد

خون دل آمد شرابم نقل: دشنام رقیب

گر دل باران خود دارد بر آتش همچنین

هیچکس را اینچنین خواری و خونخواری مباد

اینچنی جز با منش باری و غمخوار مباد

چشم بیدار مرا گر خواب می پوشد نظر

بانگ مرغ از دام چون بخشد فرح صیاد را

جز خیالش مونسی در خواب و بیداری میاد

کار دل در زلف او جز ناله و زاری مباد

از طلب گر می فزاید داغ و درد او کمال

در دل ریش تو جز درد طلبکاری مباد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.