گنجور

شمارهٔ ۳۸۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خبری ز هیچ قاصد زه دیار من نیامد

چه سیاه نامه بیکی که ز یار من نیامد

از ازل که رفت قسمت غم و شادی ای به هر کس

غم بار جز نصیبه دل زار من نیامد

همه روز بر رخ از گریه چه سود در غلطان

که شب آن دری که غلط بکنار من نیامد

بشمار زلف گفتم ز لب تو بوسه گیرم

چکنم که عقد زلفت بشمار من نیامد

قلم مصور چین چو کشید نقشها بین

که جها کشید و نقشی به نگار من نیامد

به فرشتگان رحمت برم از غمت شکایت

که مرا حبیبه کشت و به مزار من نیامد

چه عجب کمال اگر جان بلب آرده از فراقت

چو لب تو مرهم جان فگار من نیامد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام