گنجور

شمارهٔ ۳۷۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چشم تو التفات بمردم نمی کند

بر خستگان غمزه ترحم نمی کند

زلفت کشید شانه و گفتا فرو نشین

بر آفتاب سایه تقدم نمی کند

اشکم ز عکس روی تو شبها در تو بافت

بر ماهتابه قافله ره گم نمی کند

جان محب بخنده نمی آید از نشاط

تا زیر لب حبیب تبسم نمی کند

چندانکه میتوان سخن دل بما بگو

عاشق بصوت و حرف تکلم نمی کند

صوفی بدور لعل لبت سنگسار باد

گر سر فدای خشت سر خم نمی کند

بی عشق گلرخی نسراید غزل کمال

بلبل که مست نیست ترنم نمی کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام