گنجور

شمارهٔ ۳۶۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ناز گلبرگ رخت سنبل تر میریزد

لاله سوخته دل خون جگر میریزد

هر شب از شرم گلستان جمالت صنما

آب از چهره خورشید و نمر میریزد

زلف تست آنکه پریشان شود از باد صبا

یا مگر گرد شب از روی سحر میریزد

روشن است این جهان کابنة بدر منیر

هر شب از حسرت روی تو بسر میریزد

مردم چشم کمال ارچه ندارد زر و سیم

در قدمهای خیال تو گهر میریزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط