گنجور

شمارهٔ ۳۵۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

پیش رویت صنما وصف قمر نتوان کرد

نسبت حقه لعلت به شکر نتوان کرد

با وجود رخ و زلفین عبیر افشانت

صفت برگ گل و عنبر تر نتوان کرد

میهمانیست تمنای تو در خاطر ما

که به صد سالش ازین خانه بدر نتوان کرد

گفتم از غم بوصال تو گریزم لیکن

پیش شمشیر قضا هیچ سپر نتوان کرد

گر نه بینم رخت از طرف مشکین چه عجب

در شب تیره بخورشید نظر نتوان کرد

گذرست از همه عالم من دلسوخته را

لیکن از کوی وصال تو گذر نتوان کرد

نتواند که کمال از تو گریزد بجفا

زانکه از خنجر تسلیم حذر نتوان کرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید