گنجور

شمارهٔ ۳۵۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

پیش رخ نو دیده پری را نکو ندید

شد ناظر فرشته و این خلق و خو ندید

رویت ندید عاشق و به غایبانه گفت

بیچاره بیریا سخنی گفت و رو ندید

صوفی نیافت بهره ز اوقات صبح و شام

تا بی حجاب تابش آن روی مو ندید

روز نکوست روی تو شکر خدا که هیچ

زاهد به روز گار نو روزه نگو ندید

کار چشم رمد گرفته گوهر فشان ما

کحل الجواهری به از آن خاک کو ندید

نرگس مثال چشم تو در خواب و هم در آب

چندانکه کرد بر لب جو سر فرو ندید

بود آرزوی جان کمال آن دهان دریغ

کش جان رسید بر لب و آن آرزو ندید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام