گنجور

شمارهٔ ۳۵۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بی باد تو عشاق دل شاد نیابند

بی بندگی از بند غم آزاد نیابند

دیوانه دلانرا که کشد پای به زنجیر

گر بوی سر زلف تو از باد نیابند

هر تیر که گم گشت به مخجیر ز شیرین

جز در جگر خسته فرهاد نیابند

اهل نظر از حس به شوخان ستمکار

یابند همه چیز ولی داد نیابند

زلف تو بقرنی نشود یافت که آن شست

گر عمر رسد نیز به هفتاد نیابند

انگشتری دل که زهر دست شدی یافت

اکنون بدست تو بیفتاد نیابند

سحرست کمال این سخنان باد حلالت

صنعت طلبان به ز تو استاد نیابند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید