گنجور

 
کمال خجندی
 

باز گل دامن به دست عاشقان خود نهاد

غنچه لب بگشود و بلبل را به باغ آواز داد

ابر درهای عدن پیش گل و سوسن کشید

باد درهای چمن بر روی گلبویان گشاد

سرو ما بر کرد ناگه سر ز صحن بوستان

پیش او هر جا درختی بود بر پا ایستاد

گل حکایت کرد و سرو از نازکی و لطف بار

آب گریان آمد و در پای این و آن فتاد

در بهشت باغ خوش باشد می چون سلسبیل

خاصه از دست تان گلرخ حوری نژاد

هر بهاری را که هست ای دل حزانی در قفاست

خوش برآ روزی در چونگل بالب خندان وشاد

بر ورق دارد گل رنگین بخون این خط کمال

شاد زی چون عمر باد است ای برادر عمر باد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.