گنجور

شمارهٔ ۳۲۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد

دور هست و نیست همره بوی نو نیست باد

تا هست در با اثر حسینی و نیست

باد آشفته سلاسل موی تو نیست باد

هر کس کهیافت بوی تو آنگه ز شوق آن

چون باد نیست در تک و پوی تو نیست باد

گو شو خراب خانه چشمم ز سیل اشک

چشمی که هست بر لب جوی تو نیست باد

رفتم به باغ بی تو و گفتم به باغبان

هر گل که هست بر لب جوی تو نیست باد

تو دیر ز میکده ای رند درد نوش

زاهد که سنگ زد به سبوی تو نیست باد

گر گوییم کمال ز من حاجتی بخواه

گویم رقیب از سر کوی تو نیست باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام