گنجور

شمارهٔ ۳۰۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد

با خیال تو کرا در دل من ره باشد

پیش رخسار تو افزون تر ازین آه کشم

بیشتر ناله مرغان به سحرگه باشد

طره از نار مده تاب که آن زلف دراز

شب عمرست و نخواهیم که کوته باشد

کس ندانست که آن نقل دهان روزی کیست

رزق در پرده نیست که آگه باشد

قد و رفتار گر اینست زهی گستاخی

که بجز سایه تو کس به تو همره باشد

استخوانم ز په واقعه شطرنج کنید

تا نهم رخ به بساطی که چنین شه باشد

گر به بینی دهن ننگ وقد بار کمال

بوسه ده خواه و بگز صفر و الف ده باشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید