گنجور

شمارهٔ ۲۸۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافت

در میان ما کی روز میانت در نیافت

جادوی استاد چندانی که در خود باز جست

چشم بندیهای چشم ناتوانت در نیافت

رند صاحب ذوق ہی میهای رنگین تر ز لعل

لذت لبهای شیرین تر ز جانت در نیافت

در علاج درد ما زحمت چه میبینه طبیب

چون مزاج عاشقان جان فشانت در نیافت

از تو روی دولتی هرگز به بیداری ندید

دیده بختی که خاک آستانت در نیافت

کی حریم حرمت را بافت نتوانست در

تا دل درویش دور از خان و مائت در نیافت

نشه ب جان داد پر غاک سر کویت کمال

دولت بوسیدن پای مگانت در تبافت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید