گنجور

شمارهٔ ۲۵۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا با زلف او گر دسترس نیست

همین سودا که در سر هست پس نیست

عنان دولت از اول . بیفتاد

به دست ناکسان در دست کس نیست

شکر را گر مپوشان خال مشکینی

که صبر از انگبین کار مگس نیست

مفتی رخت من امشب چنان برد

که جز چشمی که پوشم از عس نیست

اگر دانم که در روضه نیائی

نمی دانم که مشتی خاک و خس نیست

چمن بی روی گل با عندلیبان

به دلگیری کم از قید قس نیست

بی بلبل هم آواز کمال است

ولی مرغی چو او شیرین نفسی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام