گنجور

شمارهٔ ۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از پیرهنت بویی آمد به گلستان ها

کردند پر از نکهت گل ها همه دامان ها

با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه

کز رشته زلف تست این چاک گریبان ها

تا خوان جمالت را آراسته به سبزی خط

افکند لب لعلت شوری به نمکدان ها

گر زلف بر افشانی در پا کنی سرها

چون لب به حدیث آری بر باد دهی جان ها

دیدار رقیب از دور افزود مرا گریه

از ابر سیه باشد افزونی باران ها

بیمار ترا محرم شربت دهد و مرهم

بی چاشنی دردت فریاد ز درمان ها

عیش و طرب عاشق درد و غم یار آمد

گر نیست گمان اینها باشد دگرت آنها

عید و کمال ار یار دارد سر قربانی

ما نیز یکی باشیم از جمله قربان ها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام