گنجور

شمارهٔ ۱۷۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است

عقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است

عندلیبی که قدت دید و سر سرو گزید

ساخت در راست نوا لیک مقامش پست است

گرد تو صف زده خوبان کمر بسته چو نی

گونی از هر طرفی گرد شکر نی بست است

ز آستین ساعد سیمین به محبان بنمای

تا بدانند که نازک بدنی زین دست است

زلف تا کی کشی از گوش و کشانی در خاک

مالش چشم دهی به که سیه دل مست است

گفتمش بوس نو باید ز دهان نو مرا

گفت بیچاره ترا هیچ نمی بایست است

دست بردار وصالش به دعا خواه کمال

زانکه دایم به دعا کار تو بالا دست است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.