گنجور

شمارهٔ ۱۵۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل هر که بیمار او شد خوش است

ز شادیست پر گرچه غمگین وش است

رود جان چو پیکان به دنبال تیر

چر یابد نشانی از آن ترکش است

بساط شهان زیر پای افکند

ز خاک درت هر که را مفرش است

سزاوار آهم من از روت دور

گنه کار شایسته آتش است

دو چشم و دو ابرو دو زلفت گواست

که نقش تو در نزد خوبی شش است

بود دانه کش هر کجا مور هست

ولی مور خط لبش دلکش است

بدان لب بازار موری کمال

که آن نیز جان دارد و جان خوش است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید