گنجور

شمارهٔ ۱۴۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست

در بهشت عدن جائی خوشتر از کوی تو نیست

بامدادان از پشیمانی بماند در خمار

هر که امروزش چو نرگس مستی از بوی تو نیست

همچو اشک زاهدان خواهند زد بر روی او

طاعت هر کس که محرابش ز ابروی تو نیست

ما به صد جان بوی آن زلف از صبا چون میخریم

چون به دست ما بهای یک سر موی تو نیست

دل گرفتارست در دام بلا مشکل تر آنک

حل این مشکل بجز در عقد گیسوی تو نیست

خون ما بی جوم ریزی و به فکر این خطا

چون سر زلفت سری هرگز به زانوی تو نیست

گفته ای خاک ره مانی وزان کمتر کمال

این چنین تعظیمها حد دعاگوی تو نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.