گنجور

شمارهٔ ۱۴۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست

ور هست برون از دل دیوانه کسی نیست

دل از چه به تنگست زاغیار که امروز

جز بار درین منزل ویرانه کسی نیست

در دیده تونی مردمک آن رخ ز که پوشی

در خانه چو از مردم بیگانه کسی نیست

این جرم که عاشق ز نو خرسند به سوزی است

شمع چه گریم چو پروانه کسی نیست

زلفت به در دل چه نشسته ست چو دل رفت

این حلقه زدن چیست چو در خانه کسی نیست

تا چشم تو بر گوشه نشینان نظری کرد

در صومعه بی نعرۂ مستانه کسی نیست

می نوش کمال از لب ساقی که درین دور

مستی چو نو بی ساغر و پیمانه کسی نیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید